چگونه به دروغ‌ها و حرف‌های بی‌اساس در محیط کار پاسخ دهیم؟

۱۹ اسفند ۱۴۰۳ | ۰۸:۱۷ کد : ۲۸۵۴۴ اخبار دانستنی ها و ایده ها
تعداد بازدید:۲۱۱
دروغ‌ها و حرف‌های بی‌اساس خطرناک هستند. آن‌ها باعث ایجاد سردرگمی، سوءتفاهم، تفرقه و بی‌اعتمادی می‌شوند. با این حال، بسیاری از مدیران اجرایی، مدیران و سرپرستان اظهارات بدون بررسی یا حتی نادرست می‌کنند. رهبران واژه‌های به ظاهر فانتزی اختراع می‌کنند، توضیحات اغراق‌آمیز برای اخراج‌ها ارائه می‌دهند یا کاملاً حقیقت را تحریف می‌کنند. چرا رهبران دروغ می‌گویند؟ چرا حرف‌های بی‌اساس می‌زنند؟
چگونه به دروغ‌ها و حرف‌های بی‌اساس در محیط کار پاسخ دهیم؟

به نقل از فوربس، برای فهمیدن این موضوع، بیایید به تفاوت بین دروغ و حرف‌های بی‌اساس و نحوه پاسخ مؤثر به هر کدام نگاه کنیم.

تفاوت بین دروغ و حرف‌های بی‌اساس

دروغ و حرف‌های بی‌اساس یکسان نیستند. دروغ‌ها اظهارات نادرستی هستند که عمداً حقیقت را تحریف می‌کنند. حرف‌های بی‌اساس اظهاراتی هستند که بدون توجه به حقیقت بیان می‌شوند. رهبرانی که دروغ می‌گویند حقیقت را می‌دانند اما آن را پنهان یا تحریف می‌کنند. کسی که حرف‌های بی‌اساس می‌زند حتی تلاشی برای بررسی حقیقت نمی‌کند و ادعاها را به دلخواه خود مطرح می‌کند.

دلایلی که ممکن است رهبران دروغ بگویند اغلب قابل پیش‌بینی هستند. تصور کنید یک مدیرعامل درباره عملکرد شرکت دروغ می‌گوید. آن‌ها ممکن است به ذینفعان اعداد عملکردی مطلوب‌تری ارائه دهند تا آبرو حفظ کنند، از ایجاد آشفتگی در سازمان جلوگیری کنند یا اطمینان حاصل کنند که هیئت مدیره مدیرعامل را برای یک دوره دیگر نگه می‌دارد. رایج‌ترین انگیزه‌ها برای دروغ گفتن در محل کار عبارتند از ترس از ناراحت کردن کسی، اجتناب از درگیری، عدم تمایل به افشای کاستی‌ها یا خدمت به اهداف شغلی شخصی.

کشف دلیل پخش اطلاعات نادرست توسط رهبران می‌تواند پیچیده‌تر باشد. به طور کلی دو دلیل وجود دارد. اولی ترویج یک دستور کار پنهانی است. کسی که حرف‌های بی‌اساس می‌زند به حقیقت علاقه‌ای ندارد، بلکه به تأثیر اظهارات خود توجه دارد. چنین تأثیری می‌تواند شامل جلب توجه به یک موضوع خاص، قرار دادن خود در موقعیتی مطلوب‌تر یا ایجاد تردید در اعتبار طرف مقابل باشد.

دلیل دوم این است که افراد برای پنهان کردن اطلاعات یا بینش محدود خود حرف‌های بی‌اساس می‌زنند. بسیاری از رهبران نمی‌خواهند اعتراف کنند که چه چیزی را نمی‌دانند. توصیف استراتژی شرکت می‌تواند دشوار باشد زمانی که همه اطلاعات در دسترس یا شناخته شده نیست. استراتژی‌ها پیش‌بینی‌هایی از آینده هستند که به طور قطعی نمی‌توان گفت ۱۰۰ درصد چگونه خواهند بود. به جای اعتراف به عدم قطعیت یا محدودیت در دانش، رهبران از زبان زیبا اما مبهم استفاده می‌کنند.

چگونه با رهبرانی که به حقیقت بی‌احترامی می‌کنند برخورد کنیم

وقتی رهبران یا همکاران حقیقت را تحریف می‌کنند، طبیعی‌ترین پاسخ این است که با اضطراب از حقیقت خود دفاع کنید. اما ناراحت شدن ممکن است وضعیت را بدتر کند. از آنجایی که شما اینقدر سر و صدا می‌کنید، باید چیزی در داستان آن‌ها وجود داشته باشد. همچنین وسوسه‌انگیز است که برای مقابله با ادعاهای نادرست، انبوهی از شواهد پیدا کنید. اما هرچه بیشتر برای دفاع از حقیقت خود تلاش کنید، فردی که حرف‌های بی‌اساس می‌زند کمتر مجبور به صحبت است. توجه دقیقاً به جایی است که آن‌ها می‌خواهند.

به جای این کار چگونه می‌توانید پاسخ دهید؟ اول، فهمیدن این که آیا کسی دروغ می‌گوید یا حرف‌های بی‌اساس می‌زند، بسیار مهم است. به یاد داشته باشید که یک دروغگو نمی‌خواهد حقیقت را آشکار کند، اما حقیقت را می‌داند. کسی که حرف‌های بی‌اساس می‌زند هیچ ایده‌ای ندارد. بنابراین، به جای دفاع، سوال بپرسید. در پاسخ به یک استراتژی پرطمطراق که می‌گوید رُستری‌های جدید استارباکس «یک تجربه غوطه‌ورکننده، فوق‌العاده لوکس و قهوه‌محور ارائه می‌دهند»، از مدیرعامل بپرسید که منظور از قهوه‌محور چیست.

پرسیدن سوالات می‌تواند کمک کند تا مشخص شود آیا کسی دروغ می‌گوید یا حرف‌های بی‌اساس می‌زند. فردی که حرف‌های بی‌اساس می‌زند احتمالاً در پاسخ به سوالات شما مشکل خواهد داشت. قدم بعدی شما بستگی به این دارد که با دروغ سر و کار دارید یا حرف‌های بی‌اساس.

اگر به دروغ مشکوک هستید، بررسی واقعیت‌ها گزینه خوبی است. یک دروغگو به حقیقت حساس است، بنابراین ارائه واقعیت‌ها به دروغگو یا درخواست منابع یا شواهد، پاسخ مؤثری است. از آنجایی که کسی که حرف‌های بی‌اساس می‌زند به حقیقت اهمیتی نمی‌دهد، مقابله با واقعیت‌ها ممکن است استراتژی آن‌ها را چندان تغییر ندهد. در واقع، اگر هدف آن‌ها کنترل توجه باشد، بررسی واقعیت‌ها ممکن است فقط موضوع را بیشتر در هوا نگه دارد.

چگونه با حرف‌های بی‌اساس در محیط کار برخورد کنیم

اگر به حرف‌های بی‌اساس مشکوک هستید، از خود بپرسید که دستور کار پنهانی چیست. آیا آن‌ها می‌خواهند گفتگو را به سمت خاصی هدایت کنند؟ یا این که پاسخ را نمی‌دانند؟ اگر دستور کار پنهانی برجسته کردن یک موضوع خاص است، به طور خلاصه واقعیت‌های خود را بیان کنید و توجه را به موضوع دیگری معطوف کنید. به عنوان مثال، یک رهبر ممکن است ادعا کند که تنها پنج درصد از کارکنان از برنامه سلامتی سازمان استفاده می‌کنند، در حالی که هیچ اطلاعی از میزان واقعی استفاده ندارند. اگر مشکوک هستید که این اظهارات بی‌اساس برای ایجاد حمایت بیشتر برای قطع برنامه سلامتی مطرح شده است، به طور خلاصه میزان واقعی استفاده را بیان کنید و جلسه را به موضوع بعدی هدایت کنید.

اگر مشکوک هستید که حرف‌های بی‌اساس برای پوشش دادن عدم قطعیت‌ها در یک استراتژی آینده استفاده می‌شود، سوالات بیشتری بپرسید تا ناشناخته‌ها آشکار شوند. وادار کردن یک رهبر به اعتراف به این که چه اطلاعاتی ناشناخته است، نتیجه‌ای سازنده است، زیرا اکنون می‌توانید استراتژی‌هایی برای به دست آوردن این اطلاعات یا برنامه‌ریزی با ریسک‌های محاسبه‌شده تدوین کنید.

پل سوینی در کتاب خود به نام «حرف‌های بی‌اساس جذاب»، چندین استراتژی برای محدود کردن حرف‌های بی‌اساس در محیط کار ارائه می‌دهد. در این کتاب چند مورد مهم  به چشم می‌خورد:

  1. جلسات را پنجاه درصد کاهش دهید. جلسات محل پرورش حرف‌های بی‌اساس هستند. فقط زمانی جلسه برگزار کنید که نیاز به تصمیم‌گیری باشد یا بتوان آن را با موارد اقدام مشخص به پایان رساند.
  2. به مدیران آموزش دهید که متفکران مستقلی باشند که اطلاعات دریافتی خود را به طور انتقادی ارزیابی کنند.
  3. یک تیم کوچک از متخصصان داشته باشید که مستقیماً به مدیرعامل گزارش می‌دهند. اعضای تیم باید از آنچه در سازمان اتفاق می‌افتد آگاه باشند و اطلاعات مرتبط را برای تصمیم‌گیری یا طراحی استراتژی‌های جدید جمع‌آوری کنند.
  4. یک محیط کار امن ایجاد کنید که در آن کارکنان تشویق شوند تا به طور واقعی چالش‌ها را مطرح کنند و بحث کنند.

آخرین مورد بسیار مهم است که باید به آن بیشتر توجه کنید. حرف‌های بی‌اساس فقط زمانی ادامه می‌یابند که به آن‌ها توجه نشود. در یک فرهنگ بدون حرف‌های بی‌اساس، از کارکنان انتظار می‌رود که سوال بپرسند و اظهارات مبتنی بر شواهد ارائه دهند، و افرادی که تکالیف خود را انجام می‌دهند به جای بیان اظهارات بدون بررسی، پاداش می‌گیرند.